یزدان در کارواش
یزدان در حمام
شام غریبان یزدان کوچولو
5 شنبه-23-8-92 یزدان عاشق شمع روشن کردنه. تا شمع ها رو روشن می کردم سریع فوت می کرد و با کلی التماس و خواهش راضی شد که شمع ها روشن بمونن. البته تاثیر ستایش جون و ستیلا جون هم زیاد بود در این زمینه ...
نویسنده :
مامان حبه
10:39
کاردستی مهد کودک (3)
کاردستی به مناسبت محرم پسرک سه شنبه از مهد کودک آوردش.(21-8-92) ...
نویسنده :
مامان حبه
10:05
بزرگترین قدم برای استقلال یزدان
وابستگی یزدان بیش از حد بود و تمام امیدش واسه خواب شیر بود. خیلی پرس و جو کردم تا اینکه به بهترین نتیجه برسم و تصمیم خودم رو بین روش های مختلف این کار بگیرم. ادامه داستان ... حتی وقتی تازه شام می خورد و می خواستم بخوابونمش مه مه می خواست.می گفتم نه الان غذا خوردی و روپام بذارم تا بخوابی ، یزدان هم در جواب می گفتش که : مه مه می خورم که عمو فیتیله ببینه یا عمو قناد ببینه و ... هر چه وابستگی یزدان به این مورد بیشتر می شد نگرانی من هم بیشتر و بیشتر. حتی 1 سال و 10 ماهگی اقدام به این کار کردم که با گریه های شدید یزدان ، پشیمون شدم. بعد از کلی تلاش برای قطع شیر مادر خوردن یزدان بالاخره چند روز تعطیلی پیدا شد...
نویسنده :
مامان حبه
7:09
2 های قشنگ یزدان جون
2 های قشنگ یزدانی به روایت نی نی وبلاگ - روز جمعه ...
نویسنده :
مامان حبه
12:38









