يزدانيزدان، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 17 روز سن داره
زندگي عاشقانه مازندگي عاشقانه ما، تا این لحظه: 18 سال و 6 ماه و 22 روز سن داره

يزدان مامان

شام غریبان یزدان کوچولو

5 شنبه-23-8-92 یزدان عاشق شمع روشن کردنه. تا شمع ها رو روشن می کردم سریع فوت می کرد و با کلی التماس و خواهش راضی شد که شمع ها روشن بمونن. البته تاثیر ستایش جون و ستیلا جون هم زیاد بود در این زمینه   ...
26 آبان 1392

بزرگترین قدم برای استقلال یزدان

  وابستگی یزدان بیش از حد بود و تمام امیدش واسه خواب شیر بود. خیلی پرس و جو کردم تا اینکه به بهترین نتیجه برسم و تصمیم خودم رو بین  روش های مختلف این کار  بگیرم. ادامه داستان ... حتی وقتی تازه شام می خورد و می خواستم بخوابونمش مه مه می خواست.می گفتم نه الان غذا خوردی و روپام بذارم تا بخوابی ، یزدان هم در جواب می گفتش که : مه مه می خورم که عمو فیتیله ببینه یا عمو قناد ببینه و ... هر چه وابستگی یزدان به این مورد بیشتر می شد نگرانی من هم بیشتر و بیشتر. حتی 1 سال و 10 ماهگی اقدام به این کار کردم که با گریه های شدید یزدان ، پشیمون شدم. بعد از کلی تلاش برای قطع شیر مادر خوردن یزدان بالاخره چند روز تعطیلی پیدا شد...
26 آبان 1392

خواب

اولین باری که یزدان جون با وجود مامانی خودش خوابید!!!!!!!!!!!! اگه مامان خونه باشه حتما باید من بخوابونمش. البته موضوع شیر خوردنش هم هست. دیروز12-8-92 یزدان خیلی بازی کردو با بابای مهربونش بیرون رفت و  کلی خوش گذروند . وقتی اومد خونه غذا خورد و جلوی تلویزیون دراز کشید. حتی با رختخواب هم مخالفت کردو بعد از 1-2 دقیقه چشماش بسته شد و به خواب عمیقی رفت.این باعث تعجبم بود. پسرکم خیلی خسته شده بود. عکس هاش رو در ادامه مطلب ببینید. الهی قربونت برم.   ...
13 آبان 1392