وابستگی یزدان بیش از حد بود و تمام امیدش واسه خواب شیر بود. خیلی پرس و جو کردم تا اینکه به بهترین نتیجه برسم و تصمیم خودم رو بین روش های مختلف این کار بگیرم. ادامه داستان ... حتی وقتی تازه شام می خورد و می خواستم بخوابونمش مه مه می خواست.می گفتم نه الان غذا خوردی و روپام بذارم تا بخوابی ، یزدان هم در جواب می گفتش که : مه مه می خورم که عمو فیتیله ببینه یا عمو قناد ببینه و ... هر چه وابستگی یزدان به این مورد بیشتر می شد نگرانی من هم بیشتر و بیشتر. حتی 1 سال و 10 ماهگی اقدام به این کار کردم که با گریه های شدید یزدان ، پشیمون شدم. بعد از کلی تلاش برای قطع شیر مادر خوردن یزدان بالاخره چند روز تعطیلی پیدا شد...